تبليغاتX
نحوه احضار ارواح

نحوهء احضار روح

 
سلام

من دوباره می خوام دوباره وبلاگ رو فعال کنم

تو این مدت که این وبلاگ رو راه انداختم دوستان زیادی بهم زنگ زدن از همه جای ایران

(بندر امام.کرمانشاه. قم و...) که بعضی ها استاد دانشگاه بودند و بعضی ها نویسنده

که سوالات مختلفی داشتند که امیدوارم کمکشون کرده باشم

|+|
 
هر وقت برای عکس گرفتن ژست گرفتین احتمال حضور روح  را هم در عکس بدهید این عکس را بسیاری از خبرگذاریهای معتبر دنیا تایید کرده اند

هر وقت برای گرفتن عکس آماده شدین احتمال آماه شدن یک روح رو هم برای گرفتن

عکس بدین . این عکس توسط معتبر ترین خبر گذاریهای دنیا تائید شده است

|+|
 جن ها را بیشتر بشناسیم

 

 

جن ها حدود هفت هزار سال پیش از آدمیان آفریده شدند . جن ها همچون انسان ها مرد وزن دارند و تولید مثل

 

می کنند جن ها همچون انسان ها دارای اختیار هستند و انبیا را قبول دارند عده ای مسلمان و عده ای یهودی و

 

مسیحی و حتی کافر نیز هستند غذای دسته ای از جن ها باز مانده غذای انسان و استخوان است جن ها قدرت

 

طی الارض دارند و می توانند در آن واحد از یک طرف زمین به طرف دیگر زمین بروند جن ها مثل ما حتی

 

می خوابند و بهشت و جهنم نیز دارند. وقتی بسمه الله گفته شود جن های کافر از انسان دور شده و دیگر آسیبی

 

به انسان نمی رسانند. در بلوچستان جن ها را شبیه انسان ولی با قدی کوتاهتر و پوشیده از موهای زرد ظریف

 

دیده اند که شیار چشمان آنها عمودی و پاهای آنها مثل چهار پایان سم دارد این موجودات شبیه انسانها هستند

 

که در همه جا وجود دارند و در شب ها فعالیت آنها بیشتر است ریختن آب جوش و نجاسات شاید باعث انتقام

 

گیری آنها شود

 

 

 

 

   

|+| نوشته شده توسط رامین در چهارشنبه 8 شهریور1385 ساعت 23:35 |
 
|+| نوشته شده توسط رامین در چهارشنبه 8 شهریور1385 ساعت 23:33 |
 
|+| نوشته شده توسط رامین در چهارشنبه 8 شهریور1385 ساعت 23:32 |
 

تا کنون هرچه در مورد پری دریائی به ما گفتن به صورت داستان و قصه باورش داشته ایم ولی در کل پری

 

دریائی موجودی بوده که وجود داشته ودر سالیان گذشته درون دریا ها به زندگی معمول خود مشغول بوده اند

 

و اکنون برای اینکه شما باور داشته باشید که پری دریائی وجود داشته دربالا عکسی 

را به شما نشان می دهیم این عکس را بسیاری از کارشناسان و جراید وخبرگذاری های خارجی تائید کرده اند

 

امیدوارم با دیدن این عکس به پری دریائی به صورت افسانه نگاه نکنید.

|+| نوشته شده توسط رامین در چهارشنبه 8 شهریور1385 ساعت 23:28 |
 

سلام خدمت شما دوستان گرامی از همه شما (مخصوصا خانم پریسا: دختر اصیل آریایی) که لطف می کنید

 

نظر می دهید مچکرم

 

چند شب قبل روح خانومی به نام منیره را احضار کردیم که در زمان حیات بسیار زن مومنی بوده و حتی در آن

 

دنیا خانم فاطمه الزهرا رو زیارت کردند ودر عالم چهارم روحی هستند وقتی از ایشون پرسیدم که آیا تناسخ وجود

 

دارد یا نه گفتند که وجود دارد و همچنین وقتی از ایشون پرسیدم که آیا می تواند روح مادر بزرگ من را به مجلس

 

ما بیاورد سریعا اینکار را کرد وما توانستیم به راحتی و برای بار دوم با روح مادر بزرگم ارتباط برقرار کنیم و

 

از خانم منیره وقتی خواستیم در مجالس دیگر ارتباط با ارواح ما حضور داشته باشد قبول کرد و ما دوباره دیشب با

 

روح این خانم ارتباط برقرار کردیم

 

باز هم از شما دوستان میخواهم که لطف کنید و به وبلاگ خودتون نظر بدهید مرسی

|+| نوشته شده توسط رامین در چهارشنبه 8 شهریور1385 ساعت 2:26 |
 تسخیر یک جن توسط انسان

شخصی از آشنایان دور ما تعریف می کرد که در خانه شان در روستا اسبی داشتند که هرگاه صبح به او سر کشی

 

میکردند می دیدند که شدیدا عرق کرده است بدون اینکه کسی بر روی او سوار شود. راوی می گوید روزی بر

 

روی زین اسب قیر ریختم تا هر کسی که بر روی اسب سوار شد به قیر بچسبد و نتواند جدا شود تا صبح او را

 

دستگیر کنند و علت کارش را بپرسند. راوی می گوید فردای آنروز وقتی برای سر کشی به اصطبل اسب رفتم

 

در کمال تعجب دیدم که دختری جوان که دارای سم است بر روی اسب سوار شده و به زین بر اثر قیر چسبیده

 

است. در ادامه راوی می گوید که سریع سنجاق قفلی به لباس آن دخترک جن زدم تا اورا تسخیر کنم . آن دخترک

 

که شدیدا ناراحت بود تعریف کرد که : من تازه ازدواج کرده ام وهر شب با همسرم به اینجا می آمدیم تا تفریح کنیم

 

امشب اول من سوار اسب شدم که دچار قیر شدم و همسرم هر کاری کرد نتوانست راهی برای آزادی من پیدا کند

 

و من اینجا ماندم. راوی در ادامه می گوید که آن دختر را هر طور که بود از زین جدا کردم و از آنروز به بعد از

 

او بجای کلفت کار می کشیدیم و از کارهای عجیب او این بود که هرگاه برای خمیر درست کردن از چشمه آب

 

می اورد آن نان دیرتر تمام می شد(پر برکت بود) اما روزی که این دختر برای آوردن آب به چشمه رفته بود دختر

 

کوچکی را می بیند و از او می خواهد که آن سنجاق را از لباسش جدا کند آن دختر خرد سال بدون اینکه بداند که

 

این دختر انسان نیست این کار را میکند وآن جن بعد از آزادی از طلسمش به خانه راوی می رود و به او می گوید

 

که شما در استفاده ازمن اشتباه کردید باید ازمن مکان گنج یا دوای مریضی خاصی را می خواستید من میروم فردا  

به کنار فلان رود خانه بیایید اگر از انجا خون آمد که مرا کشته اند اما اگر خون نیامد مرا بخشیده اند . راوی

میگوید وقتی به محل مورد نظر رفتیم دیدیم که از آن محل خون می آید و آن دختررا کشته اند  

|+| نوشته شده توسط رامین در شنبه 4 شهریور1385 ساعت 23:21 |
 داستانی از ارتباط با اجنه

پدر بزرگ من همیشه برای پدرم تعریف می کرده که روزی در روستایشان از محلی عبور می کرده که صدای

 

رقص و اواز و پایکوبی را می شنود وقتی به سمت محل صدا می رود می بیند که حدود سی وچهل نفر که

 

هیچگونه شباهتی به افراد روستا ندارند مشغول برگزاری جشن هستند وقتی کمی به آنها دقت می کند می بیند

 

که آنها دارای سم هستند و مطمئن می شود که آنها جن هستند . جنها که پدر بزرگ مرا دیده بودند او را دعوت

 

می کنند که در جشن آنها شرکت کند که ایشون با عذر خواستن و بهانه آوردن از آن محل دور شده بود

 

|+| نوشته شده توسط رامین در شنبه 4 شهریور1385 ساعت 23:14 |
 

یکی از آشنایان دور ما با یک جن دوست بود و حتی با آن جن ازدواج کرده و دارای فرزند نیز بود

 

این شخص که برای کار به شهر آمده بود از همه اتفاقات که در روستایشان رخ میداد به وسیله آن جن

 

آگاه بود.روزی این شخص که از کار زیاد خسته شده بود به آن جن گفت که مقداری پول برای من بیار

 

تا مجبور نشم این همه کار کنم جن نیز پذیرفت و برای او یک گونی پول آورد و گفت که از این مسئله به

 

کسی چیزی نگو آن مرد قبول کرد و پولها را در مکانی پنهان کرد بعد از گذشته مدتی ان مرد وسوسه شد

 

و همه چیز را به دوستانش گفت و محتویات گونی را به آنها نشان داد ولی در کمال تعجب دیدند که جز مقداری

 

زباله چیزی در گونی نیست وقتی در تنهایی از جن دلیلش را پرسید جن گفت که همانطور که گفتم نباید چیزی

 

به کسی می گفتی واگر اینکار را میکردی از این پول هرچه خرج می کردی چیزی ازش کم نمی شد و تا آخر

 

عمرت همان مقدار می ماند

|+| نوشته شده توسط رامین در شنبه 4 شهریور1385 ساعت 17:52 |